9 مهم ترین KPI SEO که باید ردیابی کنید

شاخص های کلیدی عملکرد سئو برای یک تجارت قوی که سال به سال رشد می کند، اساسی است. کارشناسان KPIهایی را به اشتراک می گذارند که قفل موفقیت را باز می کند.
اگر از 10 سئوکار بپرسید که شاخص های عملکرد کلیدی سئو (KPI) آنها چیست، احتمالاً 10 پاسخ مختلف دریافت خواهید کرد.
دلیل آن این است که KPIها موقعیتی هستند . آنها برای هر نوع کسب و کار خاص هستند.
بر این اساس، موارد زیر 9 KPI هستند که می‌توانند برای طیف گسترده‌ای از مدل‌های کسب درآمد آنلاین مهم در نظر گرفته شوند.
یک نکته جالب در مورد KPI این است که KPI همیشه معیارهایی نیستند که نشان دهند شما در کجا برنده هستید. آنها همچنین می توانند معیارهایی باشند که نشان می دهند کجا به بهبود نیاز است.
بسیاری از افراد به درستی بر معیارهای مربوط به برنده شدن تمرکز می کنند و بر بهبود آنها تمرکز می کنند تا فروش، تبدیل ها و سایر معیارهای برنده شدن را افزایش دهند. رویکرد خوبی است.
اما شاخص‌های کلیدی عملکرد مرتبط با شکست نیز وجود دارد و آن‌ها می‌توانند برای شناسایی حوزه‌های جدید برای دستیابی به موفقیت مفید باشند.
بنابراین، این نظرسنجی KPIهای مرتبط با موفقیت و شکست را بررسی می‌کند، کاستی‌های KPIهای محبوب را بررسی می‌کند و KPIهای اضافی را معرفی می‌کند که ممکن است به طور گسترده شناخته شده نباشند.
ارزش طول عمر مشتری (CLV) معیاری است که درآمد هر مشتری را اندازه گیری می کند.
در زمینه سئو، CLV به یک کسب و کار کمک می کند تا مشخص کند کدام فعالیت های سئو بیشترین تأثیر مالی مثبت را دارد.
جف کویل ، یکی از بنیانگذاران استراتژی محتوای مبتنی بر هوش مصنوعی، شرکت MarketMuse، به CLV علاقه زیادی دارد و احساس می کند که این یک KPI مهم برای بسیاری از مشاغل است که باید از آن آگاه باشند.
جف کویل در مورد KPI CLV گفت:
دیدگاه من در مورد استفاده از CLV و اینکه چرا به KPI اصلی متصل می شود، به این دلیل است که یک معیار واحد است.
من معیارهای یکسان سازی را دوست دارم زیرا همه تیم ها، همه سیلوها، باید از آن حمایت کنند.
افرادی را که معمولاً فقط روی یک مرحله از قیف تمرکز می کنند مجبور می کند بزرگتر فکر کنند و مشتری محور فکر کنند.
بنابراین از نظر محتوا، معمولاً به این معنی است که همه تیم ها باید در مورد کل قیف، همه شخصیت ها، همه سطوح تخصص مشتریان آینده و فعلی فکر کنند.
سئوی متمرکز بر یک کلمه کلیدی نزدیک‌بین به یک صفحه وب، هک سئو یا انتشار محتوای با کیفیت پایین ممکن است بتواند هر چند وقت یک‌بار با رتبه‌بندی خوش شانس باشد.
اما این نوع استراتژی با رشد CLV به خوبی عمل نمی کند.
به طور مشابه، یک شخص PPC یا یک بازاریاب تولید تقاضا که تمایلی به پشتیبانی از محتوای قیف کامل در مرحله آگاهی و تا پایان راه ندارد، اما باید، به خصوص برای پشتیبانی و محتوای مشتری.
آنها بابت سرنخ ها و تبدیل ها پول می گیرند.
ارزش طول عمر مشتری باعث می شود که آنها مجبور باشند به تمام محتوا اهمیت دهند. این باعث می شود که آنها به موفقیت مشتری، تمدید، پشتیبانی و رشد سریع ویروسی اهمیت دهند."
به گفته جف، تمرکز بر CLV همه بخش‌های شرکت را وادار می‌کند تا کاری را که انجام می‌دهند برای حفظ رشد شرکت سال به سال انجام دهند.
جف یک KPI دیگر داشت که می‌خواست به اشتراک بگذارد، و این یکی کارایی محتوا است.
کارایی محتوا یک معیار جذاب است زیرا در مورد بهینه سازی محتوا نه فقط برای موتورهای جستجو بلکه برای دستیابی به اهداف شرکت برای آن محتوا است.
جف آن را اینگونه توضیح می دهد:
KPI مورد علاقه دیگر من کارایی محتوا است. این در مورد تعداد آیتم های محتوایی است که منتشر می کنید، تعداد آیتم های محتوایی را که به روز می کنید و/یا بهینه می کنید در مقایسه با تعداد دفعاتی که آن صفحات به اهداف خود و بازگشت سرمایه پیش بینی شده خود می رسند.
تیم های محتوای متوسط محتوایی تولید می کنند که به 10 درصد از اهداف آنها می رسد، 10 درصد از محتوای آنها موفق است.
من تیم هایی را دریافت می کنم که 40٪ یا بیشتر کار می کنند، جایی که 40٪ یا بیشتر از محتوای آنها به اهداف مورد نظر خود می رسند. این درصد تیم های محتوای خوب را تعریف می کند.
با نگاهی دیگر، شرکتی که تیمش با بهره وری محتوا 10 درصد کار می کند، شرکتی است که 10 برابر آنچه فکر می کند برای محتوا هزینه می کند تا به اهداف خود برسد.
هزینه محتوا چقدر است؟ 400 تا 500 دلار در هر صفحه؟ آنها فقط از 10٪ از آن محتوا نتایج معنی داری دریافت می کنند.
بنابراین، هزینه موثر آنها برای هر حرکت محتوای موفق (انتشار و به‌روزرسانی محتوا) برای تیم متوسط 5000 دلار است.
برای تیمی که در اوج بهره وری محتوا کار می کند، هزینه ای در حدود 2500 تا 3000 دلار برای دستیابی به اهدافشان است.
با استفاده از Content Efficiency به عنوان KPI، در آن زمان است که مردم واقعاً شروع به بهبود استراتژی محتوای خود و انتقال به تصمیم گیری مبتنی بر داده برای اینکه چه چیزی ایجاد کنند و چه چیزی را به روز کنند، می شوند.
کارایی محتوا یکی از ارزش‌های پیشنهادی اصلی MarketMuse است. معیارهای سختی شخصی شما می دانید که چه چیزی بسازید و چقدر باید سرمایه گذاری کنید تا تأثیرگذار باشید.»
من در مرحله بعد از کسی که در تجزیه و تحلیل تخصص دارد، Kayle Larkin ، در مورد KPIها پرسیدم.
Kayle یک مشاور تجزیه و تحلیل و SEM برای سایت های B2B و تجارت الکترونیک در ایالات متحده، کانادا، اروپا و آسیا و همچنین یک نویسنده محتوا در اینجا در ژورنال موتور جستجو است.
او در مورد KPI موجود در Google Analytics 4 به اشتراک گذاشت که تعامل کاربر با یک وب سایت را ردیابی می کند، چیزی که اندازه گیری دقیق آن می تواند دشوار باشد.
کیل به اشتراک گذاشت:
GA4 (Google Analytics 4) توانایی ما را برای اندازه‌گیری اینکه آیا کاربر با وب‌سایت درگیر است یا نه، بهبود بخشید.
میانگین زمان تعامل، میانگین مدت زمانی را که سایت در مرورگر کاربر تمرکز کرده است به ما می گوید. این بدان معناست که کاربر به احتمال زیاد به آن نگاه کرده است."
کیل در ادامه توصیه کرد که KPIها را به عنوان معیارهای مبتنی بر درصد بررسی کنید:
«مهم ترین KPI تبدیل/اهداف است. که فقط باید چیزی باشد که شرکت شما را به درآمد برساند.
با این حال… فراموش نکنید که اهداف را براساس معیارهای مبتنی بر درصد نگاه کنید، نه صرفاً مقادیر خام رویداد.
زیرا اگر ترافیک شما در حال افزایش باشد طبیعتا تعداد اهداف نیز افزایش می یابد.
اما، اگر نرخ تبدیل هدف (بیان شده به صورت درصد) در حال کاهش باشد، شاید کمپین ارگانیک آنقدر که می‌توانست کارآمد نباشد.
یا، از طرف دیگر، شاید ترافیک در حال کاهش است، اما نرخ تبدیل هدف در حال افزایش است، زیرا شما تمرکز بهتری دارید/با مخاطبان هدف خود صحبت می کنید.
این دو KPI اصلی از یک "آیا این استراتژی ارگانیک در طول زمان عملکرد خوبی دارد؟" نظر.
بعد، من از سیندی کروم پرسیدم، و او دو KPI را که متعلق به شرکتش، MobileMoxie است، به اشتراک گذاشت.
KPIهایی که او به اشتراک گذاشت بهبودهایی برای ارزیابی دقیق نمایان بودن جستجو هستند.
اکثر گزارش های رتبه بندی جستجو بر اساس مدل قدیمی 10 پیوند آبی کار می کنند. اما، نتایج جستجو دیگر 10 پیوند آبی نیستند، بلکه تکامل یافته اند.
سیندی نشان می‌دهد که چگونه KPIهای دقیق‌تری برای ردیابی وجود دارد که ایده بهتری از دید جستجو ارائه می‌دهد.
معیارهای سیندی به اشتراک گذاشته شده است که نمای دقیق تری از صفحات نتایج موتور جستجو ( SERP ) ارائه می دهد:
در MobileMoxie، ما بیشتر و بیشتر به دنبال معیارهایی هستیم که داستان SERP را بیان می‌کنند – به ویژه در مورد شرایط مهم.
ما می دانیم که رتبه بندی در " موقعیت 1" آن چیزی نیست که قبلا بود، بنابراین در مجموعه ابزار خود به مواردی نیز نگاه می کنیم که اطلاعات بیشتری در مورد رتبه بندی به ما می دهند، مانند " Pixels from the Top ".
ما همچنین " رتبه سنتی" را با " رتبه واقعی" مقایسه می کنیم.
رتبه سنتی همان چیزی است که سئوها به استفاده از آن عادت دارند، که مواردی مانند PPC، نمودار دانش و سایر دارایی های گوگل را در SERP ها حذف می کند.
بنابراین، کاری که ما انجام می‌دهیم این است که رتبه سنتی را با رتبه واقعی مقایسه کنیم، که همه چیزهایی را در SERP که می‌توانند رتبه‌بندی ارگانیک را پایین بیاورند، از جمله PPC، نمودار دانش، پاسخ‌ها و سایر عناصر گوگل در جستجو را محاسبه می‌کند.
این مقایسه در مورد ارزش هر رتبه و میزان قابل مشاهده بودن موقعیت جستجو برای جستجوگر بیشتر به ما می گوید.
سیندی در مرحله بعد معیار دیگری را به اشتراک گذاشت که نمایان بودن نام تجاری را به گونه ای ردیابی می کند که شامل تمام دارایی های یک برند، به ویژه دارایی های برند خارج از سایت می شود.
ما همچنین شروع کرده‌ایم به نمایندگی کلی یک برند در نتایج جستجو.
این شامل این است که چه مقدار از SERP تحت تسلط دارایی های برند است، از جمله محتوای موجود در سایت اصلی، و همچنین سایر محتواها، مانند نمایه ها و پست های رسانه های اجتماعی، ویدیوهای YouTube، تصاویر، نتایج نمودار دانش، و هر چیز دیگری که می تواند خوب باشد. نمایندگی برند و کمک به افزایش فروش و آگاهی.
برای سال‌ها، سئوکاران محتوای خارج از سایت را بهینه‌سازی می‌کنند و ما می‌خواهیم آنها نیز برای این کار اعتبار دریافت کنند.
دارایی های بهینه سازی شده خارج از سایت مفید هستند زیرا رقبا را از SERP ها دور می کنند.
بنابراین، ما امتیازی را ایجاد کردیم که آن را MoxieScore می‌نامیم، که نشان‌دهنده میزان مالکیت یک SERP است.
همه اینها KPIهای مهمی هستند که اکنون بیش از هر زمان دیگری به آنها اهمیت می دهیم."
جیم هجر ، یکی از میزبانان پادکست محبوب Webcology، برداشت جالبی در استفاده از کاربران جدید و بازگشتی به عنوان KPI برای بهینه سازی صفحات وب برای تبدیل بیشتر، به ویژه برای وب سایت های B2B داشت.
بسیاری از KPIها موقعیتی هستند و به نوع سایت و بازدیدکنندگان بستگی دارند. این ایده در مورد کاربران جدید و بازگشتی به عنوان KPI از این نظر تفاوتی ندارد.
جیم آن را اینگونه توضیح می دهد:
«بیشتر ما مشتریانی با معیارهای موفقیت متفاوت داریم، اما هر یک از این معیارها یک چیز مشترک دارند، بازدیدکننده سایت باید یک اقدام خاص، یک رویداد تبدیل، معمولاً از طریق یک کلیک انجام دهد.
درک اینکه چگونه کاربران به رویداد تبدیل می‌رسند برای سوق دادن کاربران بیشتر به سمت تبدیل‌ها ضروری است.
Google Analytics، Google Search Console و Bing Webmaster Tools می توانند معیارهای رویداد نسبتا خوبی را به ما ارائه دهند که ارزش صفحه را در رابطه با آن نقاط تبدیل نشان می دهد.
در گوگل آنالیتیکس، تفکیک کاربران سایت به بخش های جدید و بازگشتی آسان است.
این یک دیدگاه بسیار متفاوت از اینکه کدام صفحات در یک سایت برای کدام بخش از بازدیدکنندگان ارزشمندتر هستند را ارائه می دهد.
کاربران بازگشتی تمایل به تبدیل با نرخ بسیار بالاتری نسبت به کاربران جدید دارند، حتی اگر کاربران جدید به شدت بیشتر از کاربران بازگشتی باشند.
کاربران جدید و کاربران بازگشتی تمایل دارند از صفحات فرود مختلف وارد وب سایت شوند.
دانستن اینکه کاربران جدید به احتمال زیاد از سایت برای کشف بازدید می‌کنند و کاربران بازگشتی اغلب برای تبدیل از آن بازدید می‌کنند، و یادگیری اینکه هر بخش در سفر تبدیل خود به کدام صفحات می‌رود، به سئوکاران کمک می‌کند محتوایی تولید کنند که بهتر با هدف بازدیدکننده سایت مطابقت داشته باشد.
ممکن است با مشاهده هر KPI در حین تقسیم بندی بین بازدیدکنندگان جدید و بازگشتی شگفت زده شوید. از زمانی که این کار را انجام می‌دهم، متوجه شده‌ام که اقدامات هر بخش چقدر متفاوت است.»
به گفته جیم، با نگاه کردن به بازدیدکنندگان سایت به عنوان یک KPI و تقسیم ترافیک به بازدیدکنندگان جدید و بازگشتی، می توان دید بهتری در مورد اینکه کدام کاربران ارزشمندتر هستند و چرا.
میانگین زمان در سایت مانند یک KPI بی‌معنا برای سنجش اثربخشی محتوا در صفحات وب مختلف به نظر می‌رسد.
اما در واقع محدودیت‌هایی وجود دارد که باید در مورد این KPI بدانید که باید قبل از استفاده از آن به عنوان راهی برای سنجش موفقیت تعامل یا عدم موفقیت محتوای وب‌سایت در نظر گرفته شوند.
جف کویل این را به اشتراک گذاشت:
میانگین زمان در سایت می‌تواند کمی گمراه‌کننده باشد، زیرا اگر پرش‌ها را حذف نکنند، داده‌ها وحشتناک است.
از کایل لارکین، کارشناس تجزیه و تحلیل پرسیدم، و او هشدار داد که میانگین زمان در سایت قبل از استفاده از آن به عنوان KPI باید با داده ها توجیه شود.
کایل گفت:
«من از میانگین زمان در سایت به عنوان KPI استفاده نمی‌کنم، بنابراین باید ببینم چگونه پرش‌ها را حذف می‌کنند.
حدس می‌زنم این یکی از مواردی است که کجا و چرا اتفاق می‌افتد، زیرا خیلی موقعیتی است.
شاید اگر یک سایت وابسته بود؟ جایی که می خواهید مردم در صفحه شما وقت بگذارند.
شاید اگر آنها متوجه شده باشند که افرادی که بین زمان X و Z می گذرانند نرخ تبدیل افزایش یافته است؟
در غیر این صورت، می‌پرسم چرا این یک KPI است؟ این چگونه به اهداف تجاری دست می یابد؟»
درآمد به ازای هر هزار (RPM) راهی برای محاسبه میزان ارزش ترافیک شما، به ویژه برای وب‌سایت‌های تبلیغاتی است.
و میانگین موقعیت یک معیار رتبه بندی کلمات کلیدی است که توسط کنسول جستجوی گوگل ارائه شده است.
هر دوی این KPIها می توانند برای شناسایی کلمات کلیدی و صفحات وب که نیاز به بهبود دارند، با هم کار کنند. این یکی از مواردی است که در آن دو معیار که با هم کار می کنند می توانند بینش بهتری به دست آورند.
من از این KPI به صورت مجزا برای تعیین اثربخشی یک صفحه وب استفاده نمی کنم. اما، این یک راه خوب برای اندازه گیری تغییرات در طول زمان برای ارزیابی اینکه چگونه تغییر در یک صفحه وب بر درآمد تأثیر می گذارد، است.
می‌توانید کارهایی مانند سریع‌تر ساختن یک صفحه وب یا جابه‌جایی در نوع دیگری از واحدهای تبلیغاتی را انجام دهید و از طریق RPM KPI ایده‌ای در مورد تأثیر خوب یا ضعیف این تغییر بر درآمد کسب کنید.
یک صفحه راهنمای Google AdSense آن را اینگونه توصیف می کند :
«درآمد به ازای هر 1000 نمایش (RPM) نشان دهنده درآمد تخمینی است که شما برای هر 1000 نمایش دریافتی به دست می آورید.
RPM نشان دهنده میزان درآمد واقعی شما نیست. بلکه با تقسیم درآمد تخمینی شما بر تعداد بازدید از صفحه، نمایش‌ها یا درخواست‌هایی که دریافت کرده‌اید، محاسبه می‌شود و سپس در ۱۰۰۰ ضرب می‌شود.
درآمد به ازای هر هزار ممکن است به نظر یک KPI SEO نباشد، اما درآمد حاصل از تبلیغات را می توان از طریق معیار RPM به سئو ردیابی کرد.
کلمات کلیدی و انتخاب های ترافیکی که در سمت SEO انجام می شود، عملکرد در سمت درآمد را تعیین می کند.
به عنوان مثال، یک رویکرد رایج سئو، تمرکز بر کلمات کلیدی پربازدید است.
اما برخی از کلمات کلیدی با ترافیک بالا هدفی مرتبط با فروش ندارند و این می تواند در یک متریک RPM کمتر منعکس شود.
باارزش ترین کلمات کلیدی برای مناقصه، برای اهداف تبلیغاتی، آنهایی هستند که قصد فروش قوی دارند.
معیار RPM نقطه شروع خوبی برای ارزیابی اینکه کدام دسته از موضوعات دارای ترکیب خوبی از ترافیک و درآمد بالا هستند است.
این یک معیار کنسول جستجوی گوگل است که میانگین موقعیت یک عبارت کلیدی را در نتایج جستجو نشان می دهد.
گوگل این معیار را اینگونه تعریف می کند :
"موقعیت میانگین [فقط نمودار] –
میانگین موقعیت بالاترین نتیجه از سایت شما.
بنابراین، برای مثال، اگر سایت شما سه نتیجه در موقعیت های 2، 4 و 6 داشته باشد، موقعیت به عنوان 2 گزارش می شود.
اگر پرس و جوی دوم نتایج را در موقعیت های 3، 5 و 9 برگرداند، میانگین موقعیت شما (2 + 3)/2 = 2.5 خواهد بود. اگر ردیفی از داده ها هیچ نمایشی نداشته باشد، موقعیت به صورت خط تیره (-) نشان داده می شود، زیرا موقعیت وجود ندارد.
KPI ها تمایل دارند بر جایی که یک وب سایت برنده است تمرکز کنند. و اگر KPI "به اندازه کافی برنده" نباشد، تلاش برای بهبود نمرات KPI انجام می شود.
اما KPIهایی که عملکرد پایینی را نشان می دهند نیز می توانند مفید باشند.
برای گزارش موقعیت میانگین کنسول جستجوی گوگل، کلمات کلیدی در پایین اهدافی را برای افزایش ترافیک و گسترش دید جستجو ارائه می‌کنند.
اولین گام این است که کلمات کلیدی با کارایی پایین را با صفحات وب مطابقت دهید تا ببینید آیا صفحه به یک پاراگراف اضافی برای گسترش یک موضوع نیاز دارد یا شاید یک صفحه وب جدید ضروری است.
اگر گوگل فکر می کند وب سایت شما برای یک کلمه کلیدی خاص مرتبط است اما به اندازه کافی مرتبط نیست که آن را در صفحه یک نتایج جستجو نشان دهد، ممکن است نشانه این باشد که وب سایت شما قبلاً یک انگشت در صفحه یک از SERP های آن کلمه کلیدی دارد.
کلمات کلیدی فهرست شده در پایین گزارش موقعیت متوسط می تواند الهام بخش ایده های جدید برای افزایش دید جستجو باشد.
مفهوم KPIهای برتر SEO به نظر من تکرار نشدنی است زیرا هر مدل کسب و کار اهداف متفاوتی دارد. به همین دلیل است که من (و دیگران) می گوییم که KPI ها موقعیتی هستند.
کارشناس تجزیه و تحلیل بازاریابی و قاضی جوایز جستجوی کانادایی، آلن کنچت ، مشاهده می‌کند که چون هر کسب‌وکاری متفاوت است، هر کسب‌وکاری باید KPI خود را بر اساس اهداف خاص خود تدوین کند.
آلن به اشتراک گذاشت:
"بدانید از سایت خود چه می خواهید، سپس آن موفقیت را بسنجید. ببینید آیا این موفقیت‌ها با همان سرعت یا سریع‌تر از موفقیت سئوی شما بهبود می‌یابند.»
این نه KPI برتر قرار نیست KPIهای برتر مطلق باشند. آنها برتر هستند زیرا ارزش توجه و الهام بخشی برای توسعه KPIهای خود را دارند که برای تجارت شما مرتبط هستند.
منابع بیشتر:
تصویر ویژه: TommyStockProject/Shutterstock
خبرنامه روزانه ما را از لورن بیکر بنیانگذار SEJ در مورد آخرین اخبار در صنعت دریافت کنید!
راجر مونتی یک بازاریاب جستجو با بیش از 20 سال تجربه است. ارائه ممیزی سایت، مشاوره تلفنی و محتوا و … [بیو کامل را بخوانید]
برای دریافت آخرین اخبار صنعت در خبرنامه روزانه ما مشترک شوید.
برای دریافت آخرین اخبار صنعت در خبرنامه روزانه ما مشترک شوید.

source
سئو سایت

About mohtavaclick

Check Also

به روز رسانی لینکدین شامل پیشرفت هایی در نتایج جستجو می شود

به‌روزرسانی‌های لینکدین شامل بهبودهایی در کشف محتوا، زیرنویس‌ها برای رویدادهای هم‌زمان و امکان اشتراک‌گذاری نظرات …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

قالب وردپرس وردپرس متخصص وردپرس متخصص ووکامرس افزونه وردپرس کابین وردپرس